محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
381
رشحات البحار ( فارسى )
فعليات وى بيش از قواى او بود . تا به اين وسيله سرزمين جسم و ساير قلمروهاى وجودى وى از حجت خالى نباشد . اين است كه خداوند متعال فرمود : إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً « 1 » اگر گفته شود : حال كه ملكوت آدم ( ع ) در ابتداى امر بر ملك وى غلبه داشته است ، چگونه است كه افراد ديگرى بر وى مقدم داشته مىشوند ؟ در جواب مىگويم : ملكوتيت ارواح مقول به تشكيك است . بهطورىكه ممكن است ملكوت ديگرى ، از ملكوت آدم ( ع ) قوىتر باشد و بر ملك وى غلبه داده شده باشد و ملك جسد وى نيز از جسد آدم ( ع ) لطيفتر باشد . همچنانكه در حق آل محمد ( ص ) گفته شده است : أشهد انك كنت نورا في الأصلاب الشّامخة « 2 » زيرا اجساد انان در أوج لطافت است ؛ چه برسد به روح انان . اگر گفته شود : اين لطافت كه در پى روح كامل مىآيد ، موجب مىشود استكمال و فعليت جسمى و روحى افراد ، در اوج خود باشد ( و ديگر استكمال و فعليتى براى انها نباشد ) . بنابراين ماندن چنين فردى در اين عالم با قهر و از روى ستم است . در جواب مىگويم : لطافت غير از بساطت و تركيب است ؛ هرچند برخى از لطائف حامل قوه كثيره هستند . ارى اگر بسيط قابل باشد ، مانند شيطان از لحاظ قوه ضعيفتر از ديگرى و از حيث فعليت قوىتر از ديگرى است . بدين ترتيب هرچه فعليت در ابتداى امر بيشتر باشد ، حظوظ و بهرهمندى كمتر مىشود و هرچه قوه بيشتر باشد ، حظوظ و برخوردارىها كاملتر مىشود . براى فهم اين مطلب وضعيت زنان و مردان ، و حتى حيواناتى نظير سگ ، گوسفند ، مرغ ، كلاغ ، و كبوتر را در نظر بگير . از برخى روايات هم برمىآيد كه از ائمه ( ع ) در هنگام ولادت فعلياتى به ظهور رسيده است . مانند [ حضرت ] امير ( ع ) كه قبل
--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . التهذيب ، ج 6 ، ص 113 .